«پژوهان» افتخار آفرید

پژوهان

کام‌یابی ارزش‌مند مجله علمی «پژوهان» را به جامعه علمی کشور و یکایک همکاران ارج‌مندم در این نشریه شادباش می‌گویم. این نشریه در «سومین جشن‌واره نشریه‌های دانشجویی دانشگاه تهران»، مقام نخست در بخش نشریه‌های تخصصی علوم انسانی و مقام دوم را در بخش مقاله علمی تخصصی علوم انسانی به دست آورده است.

این کام‌یابی، مرا به یاد دوره درازدامن تلاش‌های فرهنگی و دانش‌جویی در دانشگاه تهران انداخت که سرشار از خاطره‌ها و کام‌یابی‌های خوب در کنار تلاشگران افغانستانی و ایرانی و آشنایی‌های پایدار و به یاد ماندنی در چندین دوره از جشن‌واره‌های نشریه‌های دانش‌جویی ایران در تهران، اصفهان و مشهد بود.

مثلث ترجمه های احمد عزتی‌پرور

 ahmad ezati parvar

پرکاری و پایداری استاد عزیزم، دکتر احمد عزتی‌پرور را در قلمرو ادبیات فارسی و ترجمه می‌ستایم.
سه برگردان «زندگی عزیز» (آلیس مونرو)، «در یاد مانده» (پاتریک مودیانو) و «صداهایی از چرنوبیل» (سوتلانا آلکسی ویچ)، لحظه‌هایی قابل تأمل برای خواننده می‌آفرینند. همیشه نویسا مانید.

افشار؛ فاجعه بشری تمام‌عیار

شکور نظری

فاجعه‌ها به‌صورت طبیعی یا توسط عامل/عاملان انسانی به‌صورت آنی یا مستمر به وجود می‌آیند و رنج‌ها و مصیبت‌های شکننده و پردامنه‌یی را بر جامعه بشری تحمیل و وجدان جمعی را متأثر و جریحه‌دار می‌کنند.

فاجعه‌هایی که توسط عاملان انسانی به وجود می‌آیند، از آن‌رو که توسط عاملان خردورز و آگاهانه صورت می‌گیرند، نیازمند تأمل‌ بیشتری‌اند و از آن‌رو «فاجعه» نامیده می‌شوند که ارزش‌ها، اصول و معیارهای بنیادی انسانی و اخلاقی فرازمانی و فرامکانی را نقض و انسانیت را هتک کرده و به مسلخ می‌برند.

afshar
****
الگوی برخورد با فاجعه؛
برخورد با فاجعه حداقل باید دارای چند بُعد و پیامد باشد:

یکم؛ به رسمیت‌شناختن آن ‌به عنوان «فاجعه»‌.

دوم؛ بازخوانی همه‌جانبه، بی‌طرفانه و درست فاجعه مبتنی بر اسناد و شواهد.

سوم؛ برخورد قضایی با فاجعه: یک. شناسایی عاملان؛ دو. رسیدگی به اتهام‌ها و پیگیری قضایی متهمان و عاملان؛ سه. اعاده حیثیت از قربانیان و ‌پرداخت خسارت به بازماندگان قربانیان و اذعان به آلام و رنج‌های آنان، نیز تأسیس بناهای یادبود، ایجاد موزیمی از اسناد، تصاویر و یادمان‌ها.

و چهارم؛ عبرت‌آموزی از فاجعه؛ به این معنا که برخورد با فاجعه و بازخوانی مکرر آن باید بتواند زمینه جلوگیری از تکرار آن را فراهم آورد.

با فاجعه‌، از آن‌رو که انسانیت، اخلاق و وجدان جمعی بشری را هتک می‌کند، باید به‌مثابه رخدادی انسانی برخورد کرد.
برخی از رویدادها اهمیت نمادین بالایی دارد؛ به گونه‌ای که می‌توان به آن از زاویه‌های متفاوتی دید و تفسیرشان کرد. در میان اتفاق‌های رویداده در دهة هفتاد، افشار برجسته‌ترین، غم‌انگیزترین و دهشت‌ناک‌ترین است. هیچ رویدادی به اندازة افشار نمی‌تواند پرده از چهرة واقعی نیروهای دخیل در جنگ‌ها و درگیری‌های آن‌دهه برافکند.

«فاجعه افشار»، ‌فاجعه‌یی تمام‌عیار و دارای تمام ویژگی‌های یک «فاجعه بشری» است. این فاجعه ‌با معیارهای «پاک سازی قومی» و هم «نسل‌کشی» مطابقت دارد و می‌تواند به‌مثابه یک پرونده جنایت ضد بشری و جرایم جنگی مورد بررسی و رسیدگی داخلی و بین‌المللی قرار گیرد.

فاجعه‌ها درواقع سنجه‌هایی برای سنجش ظرفیت‌های اخلاقی یک جامعه و آشکارکننده استعداد فاجعه‌آفرینی در آن است. فاجعه افشار نیز ‌از یک‌سو چهره واقعی مدعیان جهاد و مقاومت را آشکار کرد و از سوی دیگر ظرفیت‌ها و استعدادهای جامعه افغانی برای خلق فاجعه را به‌صورت تام و تمام به نمایش گذاشت. با آسیب‌شناسی درست و مستند ‌این فاجعه ‌می‌توان ریشه‌های اجتماعی، فرهنگی و ایدئولوژیک بسیاری از نابه‌‌‌سامانی‌ها و بحران‌ها را شناسایی کرد.

بنابراین، چگونگی برخورد جامعه افغانی با این فاجعه نیز، از یک‌سو، سنجه‌یی است برای میزان عبرت‌آموزی از تاریخ و تجربه‌های تلخ و شیرینی که داشته است، از سوی دیگر، نشان‌دهنده ظرفیت‌های اخلاقی آن در رویارویی با شخصیت بسط و تحقق‌یافته خود در فرایند پرآزمون و خطای جمعی‌ـ‌تاریخی‌اش.
در نهایت اینکه، با توجه به الگوی برخورد جامعه افغانی با تجربه‌های جمعی فاجعه‌آمیز خود (در این‌جا فاجعه افشار)، می‌توان چشم‌اندازهای پیش روی زیست جمعی در این جغرافیا را ‌‌ارزیابی کرد.

ـــــــــــــــــ

فاجعه افشار: حکومت اسلامی مجاهدین افغانستان که پس از سقوط دکتر محمد نجیب‌الله در کابل مستقر شد، دو ماه به ریاست صبغت‌الله مجددی و چهار ماه به ریاست برهان‌الدین ربانی اعتبار داشت و پس از آن باید انتخابات رسمی برگزار می‌شد. ربانی بدون توسل به سازوکار انتخابات، شورای اهل حل و عقد را که نهادی شرعی و مربوط به فقه اهل سنت است، دایر و مهلت ریاست خود را چندین بار تمدید کرد که سرانجام نیز با گسترش جنگ‌های داخلی به پیدایش و روی کار آمدن گروهک طالبان انجامید.

نیروهای حکومتی مجاهدین به ریاست ربانی و فرماندهی احمدشاه مسعود (وزیر دفاع آن حکومت) با همکاری عبدالرب رسول سیاف (فرمانده وهابی مجاهد) و نیروهای شیعی وابسته به آن، در 21 بهمن 1371، منطقه افشار در غرب کابل را که هزاره‌نشین بود، از زمین و هوا زیر آتش گرفتند و هنگام تسخیر آن‌جا، جنایت‌های سیستماتیک جنگی انجام دادند. هزاران کشته، معلول، مجروح، مفقودالاثر و زنان و کودکان بی‌سرپرست و بی‌سرنوشت، ره‌آورد این جنایت بود. این منطقه مسکونی پس از آن رویداد تا مدت‌ها غیر مسکونی ماند.

 

هجرت چیست؟

من همیشه در هجرت بوده‌ام. هجرت نه یعنی از این مکان جغرافیایی به مکان دیگر جغرافیایی رفتن. هجرت یعنی از حالی به حال دیگر، از یک فضای فکری به فضای فکری تحول‌یافته‌ای رفتن. هجرت همان تغییر انسانی است. گذر از درکی به د رک دیگر، بالاتر، کامل‌تر یا کامل‌شونده‌تر. [هجرت،] جغرافیایی نیست.

... از یک شهر به شهر دیگری رفتن، اما با همان کیسه و کوله‌بار عقیده‌هایی که مشخصا نسنجیده‌ای‌شان و با آن بارت آورده‌اند یا بار آمده‌ای، ... هجرت نیست. میخ‌کوب بودن است. جهل‌ها همان جهل‌ها و نفهمی‌ها و عقیده‌های تیزاب سنجش نخورده همان عقیده‌های مثل قیر به کفشتان چسبیده و شما را به جایتان چسبانده، که تازه، همه‌اش هم حسرت همان مکان سابق پشت افق مفقود.

ـــــــــــــ

از روزگار رفته، چهره به چهره با ابراهیم گلستان، یک گفت‌وگو از حسن فیاد، سعید پور عظیمی، تهران، ثالث، 1394، صص 189 ـ 190.

همراه با امان میرزایی

امان میرزایی

در این برنامه، شعر خواهیم شنید از امان و سخن خواهند گفت درباره کارنامه شعری او. دوستی که شعرهایش شاعرانگی خاصی دارد و هنوز آن گونه که بایسته است، شناخته نشده است. 

قدم به قدم تا «قند پارسی» هشتم

آصف سلطان زاده

روزهای مرگ و مرگ و مرگ

حال من خوب است، ولی تو مدیونی اگر باور کنی.

روزهای زمستان در این وانفسای زندگی می‌گذرند با خبر مرگ و میر و کشتار. دیگر آن قدر عادی شده است که دست و دل آدم نمی‌رود به نوشتن و گفتن از آن‌ها.

جوان‌هایی اهل رسانه در کابل پرپر شدند، مظلومانه که نمی‌توان چیزی گفت از عمق فاجعه. روزگاری است تناقض‌آمیز که نه سکوت، دوای درد است و نه نوشتن، مرهمی است برای این زخم‌های همیشه سر گشوده.

آدینه‌روز، بزرگ‌مردی از این خاک رفت که هر ویراستاری، مرهون نکته‌های اوست و کتابش، کتاب بالینی ماست. ابوالحسن نجفی با عشق به زبان فارسی و فرهنگ رفت. اویی که داستان‌هایی خوش‌ترجمه به گنجینه ادب ما افزود و نگاهش به «دستور زبان» و «زبان‌شناسی» نو بود.