جهانی بدون بن لادن



چون تیغ به دست آری، مردم نتوان کشت    نزدیک خداوند، بدی نیست فرامشت

انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس            تا کس نکند رنجه به در کوفتنت، مشت

                                                                     رودکی سمرقندی

 اسامه بن لادن، یاغی عرب، قاتل انسان‌های بی‌گناه در افغانستان، عراق، امریکا و دیگر کشورهای جهان و دهشت‌افکن پلید روزگار ما به دست نیروهای امریکایی در مجتمع ابیت آباد در دوصد متری آکادمی نظامی پاکستان در حومه اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان؛ یعنی در پناه نیروهای استخبارات جهنمی کثافتستان کشته شد  چه روزگارانی که اینان برای بن لادن، هم پدر بودند و هم مادر و بچه شان را تر و خشک کردند. .

خبری خوش است برای مردم ما که از زمان حضور این نماد ددمنشی، چه قربانی‌ها که ندادند و چه خانمان‌ها که در آتش کین او نسوخت. یاد همه شهیدانی که برای مبارزه با هم‌پالکی‌های این گرگ‌خوی ابله و طالبان مزدور، در کوچه ‌پس کوچه‌های وطنم به ویژه کابل، بامیان، مزار شریف و شمالی، جان‌شان را از دست دادند، گرامی باد. عبدالعلی مزاری و احمدشاه مسعود، دو تن از جهادگران این سرزمین بودند که به دست گروه‌ وابسته به بن لادن به صورت وحشتناکی، مثله و کشته شدند. بودای بامیان با نظر این دژخیم نابود شد و حکومت سیاه طالبانی به یاری این تروریست در کشور حاکمیت یافت. شهیدان عراق را نباید فراموش کرد که به دست جوخه‌های ترور این پلید به خاک و خون غلتیدند و نیز کشته شدگان روز یازده سپتامبر را که مرگشان دل هر آدم باوجدانی را به درد می‌آورد.

در این میان، واکنش تروریست‌های عرب به هلاکت بن لادن، شنیدنی است. همان‌ها که در هلاکت صدام حسین و ابومصعب زرقاوی نیز رخت ماتم پوشیدند. اسماعیل هنیه، تروریست فلسطینی و از مسئولان بلندپایه حماس که گندکاری‌هایش، فلسطین را بیش از پیش در منجلاب سقوط فرو برده است، گفت: «ما کشتن یک جهادگر مقدس، یک مسلمان و یک عرب را محکوم می‌کنیم و از خداوند می‌خواهیم او را غریق رحمت خود کند... اگر این خبر (کشته شدن بن‌لادن) درست باشد، ما آن را نشانه تداوم سیاست مقابله و کشتار امریکا علیه اعراب و مسلمانان می‌دانیم».

شیخ الازهر هم گوهرافشانی کرده است که انداختن جسد بن لادن به دریا خلاف شریعت است.  کدام کشکی، کدام شریعتی، کدام اسلامی. تا تروریست هایی مثل بن لادن و مفتیان حلال کننده و حرام خوری مثل این شیوخ در سراسر کشورهای بدبخت اسلامی هستند نباید هم انتظار داشت وضعیت کشورهای یادشده از این که هست، بهتر شود. به گمانم، باید جسدش را با گلوله آن قدر سوراخ سوراخ می کردند که دیگر چیزی از آن باقی نماند یا می سوزاندند. حیف آن دریایی که به کثافت او آلوده شد. می گویند سگ نجس است و به آب برسد، آب را نجس می کند. آن وقت این تروریست، آب را نجس نمی کند. به گمانم این شیوخ به ظاهر محترم، فرق سگ ظاهری و باطنی را نمی شناسند. اصولن نفهمند. چه قدر دردناک است که اسلام را در وجود بن لادن ها، حماس ها، شیخ الازهرها و هم پالکی هایشان در گوشه و کنار دنیا باید یافت. وا اسفا!

کثافتستان، لانه تروریست های جنایت کار است و سرزمین بی دفاع افغانستان، پایمال هجوم اشراری به نام القاعده و طالبان. مردم ما هر روز شهید شوند و کثافتستان، تروریست پرورش دهد. کشور ما ناآباد بماند و کثافتستان زندگی آرام داشته باشد. آیا دنیا و امریکا باز هم باید در برابر این روباه صفتی کثافتستان بردباری پیشه کنند؟

گه بزنند به جایی که ...

گه بزنند به جایی که...

 آدم نتواند به (1) زبان اصلی و حقیقی سرزمینش، (2) زبان مادری‌اش و (3) زبان رسمی، ملی و قانونی کشورش سخن بگوید و سند هویت و شناس‌نامه‌اش تنها باید به زبان غیراصلی سرزمینش، زبان غیرمادری‌اش و نیز یک زبان خارجی (انگلیسی) چاپ شود.

هر چه پول کمک خارجی است، برای بارها بازسازی جاده، کلینیک، مدرسه و خراب‌آباد مناطق شورشیان خرج می‌شود در حقیقت، «حق توحش» می‌گیرند. در عوض، مناطق آرام کشور (مناطق غیرپشتون نشین) رنگ کمک و بازسازی به خود نمی‌بینند و برای بر هم زدن آرامششان توطئه می‌شود.

متقلبان، مجرمان و قاتلان مردم به ریاست جمهوری، معاونت ریاست جمهوری، وزارت، وکالت، سناتوری و مدیریت می‌رسند.

شورشیان خطرناکش با کمک رییس مملکت و اعوان و انصارش و چراغ سبز شورای عالی صلح (!) ـ به ریاست قاتل مردم در دوران جنگ داخلی ـ به راحتی آب خوردن با کندن تونل از زندان فرار می‌کنند و هیچ کس هم خبردار نمی‌شود.

شورشی به راحتی می‌تواند خود را تا بیخ گوش وزیر و وکیل و والی و قاضی‌اش برساند و آدم بکشد و آشکارا در فرودگاه بین‌المللی‌اش به روی نظامیان بین‌المللی آتش می‌کند.

بانک رسمی‌اش، به طور رسمی، گروگان برادر رییس جمهوری و فلان معاون مَشک‌مانندش و فلان وزیر و وکیلش باشد و با خیال راحت، با پول بی‌زبان مردم، قمار کنند.

آدم حق خرید یک سیم‌کارت چس مثقالی را به نام خودش نداشته باشد و برای مال و جان و خونش باید عوارض بدهد؛ عوارضی‌ که از درآمد و خرج ماهانه‌اش هم بیشتر باشد.

 

تف به روی ما...

که در چنین گه‌آبادهایی زندگی می‌کنیم و نمی‌توانیم از منجلاب‌شان رهایی پیدا کنیم.