سال هاست «عایشه»ایم ما!

یک سال یعنی 365 روز دیگر از زندگی من و تو کم شد تا کی...، نه من میدانم و نه تو. اکنون نگاهی گذرا دارم به آنچه اندیشیدم، مهم بودند. سال گذشته را از زاویه دید ساکن این کوچه (چنداول) و دهکده (جهان) بنگرید.
* کوچی و هزاره
سالی که گذشت، زرسالاران و زورمداران پشتون در بازی ساده، ولی خطرناکی که از چند سال پیش آغاز کردهاند، باز هم طالبان را مستقیمتر، ولی زیر نقاب کوچی، به جان ساکنان اصلی هزارستان یعنی هزارهها ـ به عنوان خط مقدم قلمرو فارسیزبانان افغانستان ـ انداختند تا «بکشند، بسوزانند و ببرند». در این میان، تنها چیزی که دوباره قربانی شد، فرزند، برادر، خواهر، مادر و پدر و خویشاوند یکایک ما شهروندان بینام و نشان افغانستان بود. «آه خدای من»، چه میگویم؛ شهروند. جایی که هنوز کوچی فرمان براند، شهری پدید نیامده است که من و توی بیزبان، شهروندش باشیم دوست عزیز. برادران طالب آقای رییس جمهوری هنوز به زندگی شهری و انسانی روی نیاوردهاند که حقوق شهروندی و انسانی را درک کنند. خود ایشان نیز که برادرشان هست.
این رویداد را نام بردم تا باز هم به حماقت جمعی خویش در طول این سالها گریه کنیم و منتظر باشیم باز هم سال جدید، کوچی (بخوانید طالبان، بخوانید افغان ملت، بخوانید پاکستان، بخوانید دشمنان واقعی مردم افغانستان) بیاید و تراژدی دیگری برای مردم ما رقم بزند و چند رهبرک خودخوشی که داریم، از این آب گلآلود دوباره ماهیهای سرخ بگیرند.
ایزدا، سایه غیرشهروندان این زمین و زمان را از سر مردمان بیگناهش کوتاه کن.
**صدسالگی عایشه ها

امسال صدمین سال درد کشیدن رسمی عایشههای زمین و سرزمینم، افغانستان بود. (صدمین سالروز جهانی زن) تا پیش از آن که اصلن نمیگذاشتند کسی درد بکشد. در حماقت طالبان کرام و طالباندیشان بدگهر همین بس که امسال را باید سال «عایشه» بنامیم. دختر ستمدیدهای که وقتی دوازده سال بيشتر نداشت، پدر عايشه، او و خواهرش را به بستگان خانواده کسی به «بد» دادند که كاكا (عمو)ي عايشه، يكي از آنها را کشته بود. «بد دادن»، سنت احمقانهای است كه در بخشهایي از این سرزمین براي حل اختلافهای محلي رواج دارد. شوهر عایشه همیشه پنهانی زندگی میکرد؛ چون یکی از مزدوران طالبان بود. بنابراین، عايشه مجبور بود با بستگان شوهرش زندگي کند. آنان همیشه او و خواهرش را لت و کوب میکردند. عايشه بعد از مدتي از اين شكنجهگاه گریخت، ولی بستگان شوهرش، او را در قندهار يافتند و به ارزگان (سکونتگاهش) بازگرداندند. دادگاه طالبان حكم داد تا گوش و بيني عايشه بريده شود و شوهر عايشه گوش و بینی زنش را پای یکی از تپههای ارزگان برید و او را همان جا رها کرد تا بمیرد.
گروهي از سربازان خارجي نیروهای بینالمللی مبارزه با تروریسم ـ خداوند سایهشان را بر سر ما مستدام بدارد ـ كه در آن منطقه گشت میزدند، عايشه نیمهجان را پيدا كردند و به درمانگاه بردند. پس از آن عايشه به كابل منتقل و در خانه امني اسكان داده شد. اکنون وی را به امریکا بردند و نهادهای مدنی و شماری از شخصیتهای این کشور مقدمات جراحی پلاستیک عایشه را فراهم کردند تا او دوباره صاحب بینی شود. با این حال، از سرنوشت خواهر عایشه خبری در دست نیست.
بارالها، گوش و چشم طالبان و طالباندیشان جهان و افغانستان را کر و کور کن.
***بازی ویکی لیکس

امسال بزرگان جهان برای دستگرمی و سنجش همدیگر و از همه مهمتر، خر نگاه داشتن مردمان دهکده جهانی و راسختر کردن میلیونها هوادار «توهم توطئه»، بازی «ویکی لیکس» را آشکارتر بازی کردند. این بازی را به بازی وبلاگبازان میتوان تشبیه کرد که هر از چندی، موضوعی را برای بازی علم میکنند. در این میان، چه بسیار کسان که به این بازی دلخوش میشوند و چه بسیار کسان که در آن میبازند.
خداوندا، ظالمان را از هر نوعش به ظالمان از نوع خودشان مشغول بدار.
****کرزی ـ تقلب الله ـ
امسال، به شیوه اکبر عبدی، بازیگر فیلم «اخراجیها» ـ یادتان باشد پرفروشترین فیلم در تاریخ سینمای ایران است که نشانه انحطاط فرهنگی هم به شمار میرود ـ حاج آقای کرزی (تقلب الله) فراموشکار که یادش رفته بود خودش سال گذشته برای تکیه زدن بر کرسی ریاست چه گندی زده و چه تقلبها که نکرده، تا ماهها مانع گشایش مجلس نمایندگان افغانستان شد. از چند ماه دیرکرد اولیه در اعلام زمان اصلی انتخابات که بگذریم، جنجال تقلب تا چند ماه ادامه داشت و آخرش معلوم شد درد کرزی از راه نیافتن طالبان و کوچیان بیشتر به پارلمان است و بس. آن وقت دادگاه ویژهای ساخت و آغاز کار مجلس را ماهها به تأخیر انداخت. جالب آن است که سرانجام پارلمان گشایش یافت، ولی دادگاه تقلبکار بیسنگر هنوز کار میکند.
خدایا، به این مرد ظاهرآرای خوشپوش ما بیاموز پیش از آنکه جوالدوز به ماتحت دیگران فرو کند، سوزنی به خودش بزند.
*****خیزش از نوع عربی

امسال عرب ها پس از سالها خروشیدند و دومینوی ریزش دیکتاتورهای جهان در خاورمیانه سرعت بیشتری گرفت. زینالعابدین بن علی بدبخت که از غصه دق کرد و مرد. باز گلی به جمال «حسنی مبارک» که بسیار مسالمتآمیز کنار کشید و خون کمتری در مصر بر زمین ریخت. به یقین، خون ستمدیدگان دامان سیهکاران حاکم بر لیبی، بحرین، یمن، عربستان، سوریه، ... (بقیه به نوبت صف بکشند) را خواهد گرفت. احمقا سردمدار بحرینی که میپندارد با نابود کردن میدان لؤلو (محل گردهمآیی معترضان)، نوای اعتراض خاموش خواهد شد. ابلها قذافی که هنوز مثل صدام حسین خواب میبیند صددرصد مردم لیبی او را حلوا حلوا میکنند و سر دست میبرند که البته امید است به زودی حلوایش را بخوریم همگی. با این حال، ترسم از این است که ای اعرابی، اشتباه ما افغانها را تکرار نکنید که بخواهید حکومت افرادی مثل مجاهدین را به جان بخرید که آن قدر از این کرده خود پشیمان میشوید که مجبورید به خواری زمامداری طالبان تن دهید و بعدش خواهید دید که چه شود. راستی، الان که از مجاهدین قهرمان و طالبان عظام سخن گفتم، از بزرگان مجلس بپرسیم: آقای طالبان، آقای القاعده، شیخ عمر و شیخ اسامه، الان شماها کدام گوری تشریف دارید؟ جالب است که هر وقت در دنیای عربها و مسلمانها گندی زده میشود، این پدر پدر پدر سوختهها گم میشوند. این هم یکی از آن خبرهای ویکی لیکسی بود.
پروردگارا، هرگونه خیزش ما واپسماندگان موجود در منطقه خاورمیانه و آسیا را آگاهانه قرار بده.
******ژاپن، همدردت هستیم
امسال مردم مهربان ژاپن گرفتار دشواریهای شدند که طبیعت ناسازگار نصیبشان کرد. جالب است که اگر چنان زمینلرزهای (9/8 ریشتر) در خرابستانهای دیگر دنیا و منطقه رخ میداد، الان بالای دوصد میلیون نعش روی دست جهان میماند. باید به خرد ژاپنی آفرین گفت. زمین لرزه و سونامی با هم آمدند، وگرنه طبیعت هم مقهور قدرت ژاپن میشد. یادکردم از ژاپن به این خاطر هم هست که مردم و دولت این کشور کمکهای بیشماری به مردم سرزمین افغانستان کردند و میکنند. در همه جای سرزمینم، آثار نیکوکاری این مردم سختکوش را دیدهام. آرزومند آبادانی دوباره خرابیهای ژاپن هستیم.

در اینجا این سخن بسیار مسخره «خداداد عزیزی» را باید نقل کنم که به این مضمون گفته بود: «خوشحالم در ژاپن زلزله آمد؛ چون ایران میتواند فوتبال خود را قوی کند و از ژاپن جلو بزند». باید به حال کسانی همچون خداداد افسوس خورد که همیشه ضعف خود را پشت ناکامی دیگران پنهان میکنند و همیشه خواهان خواری همسایگان خود و دیگر مردم جهان هستند. به گمانم، بهتر بود روی اسکناس پول خود مینوشتند: «بنیآدم، اعدای یکدیگرند/ که در آفرینش ز هم بدترند/ چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها گویند: ما را چه کار».

مهربانا، همه آنانی را که خود را به ناحق، به تو منسوب میکنند (خدادادها)، چنان ادب فرمای تا بفهمند چه میگویند و چه میکنند.