چرا از خواب زمستانی بیدار نمی شویم؟

همان گونه که همه من و شما به خوبی می‌دانیم، دلیل سرگشتگی و سردرگمی مردمان کشور ما در دوره حاضر آن است که نکوشیدیم از نیروی خرد خودمان به درستی بهره بگیریم. به همین دلیل، همیشه پیش پای بین و نیز پیرو دیگران بودیم و هستیم؛ گاهی شرق و گاهی غرب. وقتی چنین باشد، از کلان‌های ما چه انتظاری برود که آن‌ها هم نماینده اندیشه‌های مایند به طریقی. آن قدر که به دیگران جوال‌دوز می‌زنیم، دست‌مان رنجه می‌شود اگر یک سوزن هم به خودمان بزنیم. پس باید هم چنین باشیم. وقتی نمی‌اندیشیم، باید مثل بچه‌های خوب ـ یا خود را به خوبی زده، برای گریز از تنبیه آموزگار ـ دست به سینه بنشینیم تا دیگران برای سرنوشت ما اندیشه کنند. در علوم انسانی و جز آن، چشم به دست دیگران دوخته‌ایم. همه کتاب‌های مان از ایران و کشورهای عربی و غربی می‌آید. بدا به حال آنان که در این تناقض گرفتارند که زبان ما و ایران چنان از هم دور است که از پشت کوه قاف هم رد کرده‌ایم، ولی همین جنابان جلالت‌مآب نیازمند کتاب همین ایران هستند. این‌ها واقعن چه موجوداتی هستند؟ اصلن موجودند؟

خوب، وقتی چنین است، دیگر چه کاری است که کتاب بنویسیم و ترجمه کنیم. کاش مترجم درست حسابی داشتیم. کاش اندیشمند درست حسابی داشتیم. این دغدغه‌ها خوب است، ولی سوک‌مندانه اصلن دغدغه ما نشده است که برایش در پی چاره باشیم. وقتی شنیدم دوستان عزیزم در مؤسسه تحصیلات عالی ابن سینای کابل، برای نخستین بار در افغانستان، برای نكوداشت روز جهاني فلسفه در روز 25 نوامبر 2010 کمر همت بسته‌اند، لحظه‌ای درنگ کردم و خوش هم شدم. درنگ برای این‌که چرا نخستین بار. این نشان‌دهنده پس‌ماندگی ماست. خوش هم شدم که سرانجام دل‌سوزانی پیدا شدند که چنین کاری کنند و شاید راهی برای دیگران بگشایند.

قصه کوتاه کنم. سازمان یونسکو از سال 2002 به این طرف، سومین پنج‌شنبه ماه نوامبر هر سال را روز جهانی تجلیل از فلسفه اعلام کرده است. ابن سینا روز پنج‌شنبه 4 قوس 1389 این مراسم را برگزار کرد. عنوان سخنرانی دکتر محمدامین احمدی، رییس ابن سینا هم «درآمدی بر زوال تفکر فلسفی در افغانستان» بود که در آن، ویژگی‌های پنج دوره مختلف شکوفایی و زوال تفکر فلسفی را در جهان اسلام به ویژه افغانستان توضیح داده است. ایشان، عصر طلایی شکوفایی تفکر فلسفی در افغانستان را دوران فیلسوف مشهور و نام‌دار افغانستان، ابوعلی سینای بلخی می‌داند و بر این باور است که با مرگ وی، تفکر فلسفی در افغانستان رو به افول نهاد. ایشان هم چنین با بیان شواهد و مستندات تاریخی، دوره‌هایی را که تفکر فلسفی و عقلی در افغانستان به اوج و شکوفایی رسیده یا رو به ضعف نهاده است، تبیین کرد و درباره وضعیت فعلی تفکر فلسفی در افغانستان، موانع و چالش‌های آن سخن گفت.

خوش‌بختانه پایگاه اینترنتی مؤسسه تحصیلات عالی ابن سینا، متن کامل سخنرانی دکتر احمدی را در دست‌رس علاقه‌مندان قرار داده است. من هم در این روزهای پایانی سال، شما را به خواندن درآمدی بر زوال تفکر فلسفی در افغانستان فرا می‌خوانم. به یقین، دست خالی برنمی‌گردید.

شبی از شب های کابل با جوانان کابل گذشت

«شبی از شب‌های کابل با جوانان کابل گذشت»

سالن همایش های دانشگاه ابن سینا ـ شب دهم شب های کابل

با همت محمدحسین و شکور عزیز و همکاری شماری از دوستان فرهنگی کابل، دهمین شب از سلسله همایش‌های نقد ادبی «شب‌های کابل»، پنج‌شنبه ۱۹ حوت (اسفند) ۱۳۸۹ در دانشگاه ابن سینای کابل برگزار شد.

محمدحسین محمدی

در این برنامه، محمدحسین محمدی، مدیر خانه ادبیات افغانستان و مدیر انتشارات تاک؛ عبدالشکور نظری، مدیر اجرایی خانه ادبیات افغانستان؛ افسر رهبین، شاعر و منتقد و  سیدضیا قاسمی؛ شاعر و نویسنده سخنرانی کردند.

عبدالشکور نظری

در ابتدای این برنامه، از کتاب «شعر جوان کابل» که عبدالشکور نظری؛ عضو خانه ادبیات افغانستان، جمع آوری و انتشارات خانه ادبیات افغانستان با همکاری انتشارات تاک چاپ و منتشر کرده است، رونمایی شد. این کتاب شعر دربردارنده شعرهای ۲۵ تن از شاعران جوان کابل است که شعر ۲۱ تن به زبان دری و شعر ۴ تن به زبان پشتو آمده است.

سیدمحمدضیا قاسمی

آصف آشنا، علی‌احمد ابراهیمی، بنیاد امید، روح‌الله بهرامیان (تشنه)، امان پویامک، کاوه جبران، محمد جاوید، مونا حسینی (آراسته)، حلیمه دیبا، عاقله شریفی، علی شریفی (سحر)، جم‌قباد شعله، محمد عرفانی، فاطمه مرادی، مجیب مهرداد، یاسین نگاه، زببر هجران (قاسم‌زاده)، هادی هزاره، نصرت الهام و نورگل شفیق از جمله شاعرانی بودند که در «شب‌های کابل» شعر خواندند.

افسر رهبین

همکاران خانه در این شب عبارت بودند از: مؤسسه تحصیلات عالی ابن‌سینا، عمران هلدینگ گروپ، روزنامه افغانستان، مرکز تعاون افغانستان، خانه فرهنگ افغانستان، سازمان فرهنگی راه نو، فدراسیون نیو فول کانتاکت (شین گیتای) افغانستان و مؤسسه فرهنگی دردری. دست همه شان درد نکند.

گزارش تصویری کامل شب دهم شب های کابل را در سایت بنیاد شهروند ببینید. از همکاران عزیزمان در بنیاد شهروند به ویژه فرید جان خروش سپاس گزارم.

دوست خوبم، کاظم حمیدی رسا هم گزارش کامل شب دهم شب های کابل را در روزنامه افغانستان منتشر کرده است. از وی سپاس گزارم.

نگاهی تا قسمتی رسمی به روایت همدلی 3

روایت همدلی 3

سومین همایش فرهنگی ـ هنری «روایت هم‌دلی» با حضور اهالی فرهنگ افغانستان و ایران، در تهران برگزار شد. اجرای این برنامه بر دوش علی مدد رضوانی عزیز بود. محمد جعفری، محمود تاجیک و دیگر اعضای خانه همگی برای بهتر برگزار شدن این همایش تلاش کردند. همه شان پاینده باشند. عبدالرحیم عزیز هم مثل همیشه همگان را از نوایش بهره مند ساخت. رجایی عزیز زیاد زحمت کشیده بود. مانده نباشد. حالا گزارش رسمی این برنامه را بخوانید که از وبلاگ خانه گرفتم. عکس های دیگری از این همایش آپلود کردم که در میانه کار پرید. دیگر حال نداشتم از اول بگذارم، از خیرش گذشتم. شما هم به بزرگواری خودتان از خیرش بگذرید. سخنان عبدالواحد رفیعی و شعر پایانی علی مدد چالش برانگیز بودند.

خانه ادبیات افغانستان با همکاری مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری، سومین همایش فرهنگی ـ هنری «روایت هم‌دلی» را با حضور رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی افغانستان، اسدالله امیری و استادان زبان و ادب فارسی نظیر دکتر حسن انوشه، دکتر محمدسرور مولایی، محمدکاظم کاظمی و شاعران، نویسندگان و هنرمندان ایرانی و افغانستانی برگزار کرد.

روایت همدلی افغانستان و ایران ـ تهران 1389

 این همایش، عصر روز پنج‌شنبه 19ماه حوت (اسفند) 1389با تلاوت قرآن کریم و نواخته شدن سرود ملی دو کشور افغانستان و ایران در تالار مهر حوزه هنری آغاز به کار کرد. در آغاز اين همايش، محمدسرور رجایی، مسئول نمایندگی خانه ادبیات افغانستان در تهران با اشاره به پیوند‌های ایران و افغانستان گفت: «هیچ‌کشوری به اندازه افغانستان با ایران چنین اشتراکات تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، دینی و حتی نژادی ندارد. هم‌دلی بیشتر فارسی‌زبانان مستلزم یک جهان فارسی است. کشور‌های ایران، افغانستان و تاجیکستان با این همه سابقه درخشان تاریخی می‌توانند با هم‌دلی بیشتر مسئولان فرهنگی‌شان، جهان فارسی را رقم بزنند». وی سپس گزارشی از فعالیت‌های خانه ادبیات افغانستان در سال 1389 بیان کرد.

محمدسرور رجایی؛ مدیر اجرایی خانه ادبیات افغانستان در تهران

نخستین سخنران این همایش، محمدکاظم کاظمی، شاعر، نویسنده و پژوهشگر نام‌آشنای افغانستان بود که با محور قرار دادن آسیب‌شناسی روابط دو ملت افغانستان و ایران گفت: «مهم‌ترین دلیل کم‌رنگ بودن ارتباط فرهنگی ایران و افغانستان، عدم شناخت است. در حالی که  دین، آیین، مفاخر، هنر و ادبیات مشترک میان این دو کشور وجود دارد، آن‌چه جای بحث دارد، این است که این مشترکات در تحقق ارتباطات فرهنگی تأثیر نداشته است. مردم افغانستان نسبت به ادیبان ایرانی آشنایی بسیاری دارند، اما جامعه ایران به ویژه اقشار مردم، شناخت کافی از ادیبان افغان ندارند. بسیاری از ایرانیان هنوز نمی‌دانند که ما به فارسی صحبت می‌کنیم».

محمدکاظم کاظمی؛ شاعر، نویسنده و پژوهشگر افغانستانی

کاظمی در ادامه سخنانش، به موضوع زبان پرداخت و افزود: «در افغانستان می‌گویند زبان دری، در تاجیکستان، تاجیکی و در ایران، فارسی و به همین دلیل، این شبهه پیش آمده است که این سه با هم تفاوت دارند. هیچ‌کس نمی تواند جمله‌ای حتی بی‌ربط پیدا کند و بگوید این فارسی نیست و دری است. پس یکی از کار‌های ما این باید باشد که بر یکسان بودن زبان فارسی تأکید داشته باشیم و  زبان فارسی را با سه نام فارسی، فارسی دری و فارسی تاجیکی معرفی نکنیم».

این پژوهشگر درباره مفاخر مشترک نیز چنین گفت: «موضوع دیگری که باعث کم‌رنگ شدن زبان و حتی گاهی موضوعی چالش برانگیز در میان فرهنگیان شده، موضوع مفاخر است. چون زمانی که در ایران عقیده بر این باشد که زبان فارسی غیر از ایران در جایی دیگری نیست، طبیعی است تمام مفاخر این زبان هم از ایران باشد. بازهم چون این سرزمین در قدیم نامش، ایران بوده و امروز هم ایران است، به طور طبیعی این تصور ایجاد می‌شود که ایران سیاسی امروز همان ایران فرهنگی قدیم است. از طرف افغان قضیه که نام زبان فارسی را دری گذاشتند و اصرار کردند که زبان ما دری است، طبیعتا خسارت‌های بزرگی دیدیم. چون در جهان، هر موضوعی که به نام زبان فارسی شناخته شده بود، به ایران نسبت داده شد. متاسفانه همین موضوع، کدورت و چالشی را در بین فرهنگیان ما از حدود نیم قرن پیش ایجاد کرده  و به ندرت کسانی پیدا شدند که مخالف این جریان حرکت کنند».

دکتر حسن انوشه، نویسنده، پژوهشگر و رییس دانش‌نامه زبان و ادب فارسی، سخنران بعدی این همایش بود که با اشاره به سخنان کاظمی گفت: «به گفته آقای کاظمی، ما سنایی را  ایرانی می‌گوییم و مولوی را هم، ولی این‌جا منظور، ایران سیاسی نیست. فکر می‌کنم که آن، ایران فرهنگی است و هنوز هم خوشبختانه وجود دارد و دامنه‌اش در قسمت شرقی، بیشتر است. به نظر من، اروپایی‌ها راه حل بهتری پیدا کردند و اگر از اندیشمندشان یاد می‌کنند، او را منتسب به شهرش می‌کنند. این کار را ما در قدیم می‌کردیم و می‌گفتیم سنایی، غزنوی است و مولوی، بلخی. اروپایی‌ها هم تغییراتی سیاسی داشته اند و مرز‌هایشان تغییر کرده است. مثلا موتزارت آلمانی قدیم را نمی‌گویند آلمانی، بلکه او را به شهر زادگاهش یاد می‌کنند؛ چون  مرزهای سیاسی تغییر می‌کند، اما شهر تغییر نمی‌کند. اگر این کار را ما هم بکنیم، بسیاری از تعصبات حل می‌شود».

دکتر حسن انویشه؛ رییس دانشنامه زبان و ادب فارسی

انوشه در ادامه افزود: «در مسائل فرهنگی، دولت‌ها چندان موثر نیستند و اگر هم تأثیر بگذارند، مثبت نیست. ایران دوره ششصد ساله با عثمانی جنگ داشت، اما این جنگ هیچ‌گاه میان روابط فرهنگی دو ملت تأثیر منفی نگذاشت. ایران و افغانستان، یک ملت هستند که در دو واحد سیاسی جدا زندگی می‌کنند. فرهنگ مشترکی دارند که هنوز پابرجاست. پیوندهای میان این دو ملت آن قدر قوی و با هم تنیده است که هنوز پس از 157 سال که جدا شده‌اند، هنوز خللی بر آن وارد نشده است. جدا از گرد و خاک‌هایی که گاه‌گاهی از هر دو سو برمی‌خیزند، همچنان بی آن‌که پای دولت‌هایشان در میان باشد، به ارتباط فرهنگی ادامه می‌دهند. بهتر است بدگمانی‌ها را کنار بگذاریم و بیش از این‌که به نفاق بیاندیشیم، به فکر ایران فرهنگی باشیم».

بعد از شعر‌خوانی قنبرعلی تابش، شاعر نام‌آشنای افغانستان، نوبت به اسدالله امیری، رایزن فرهنگی افغانستان در تهران رسید. وی در سخنانش گفت: «با دو اقدام می‌توان مشکلات را رفع کرد. گاهی در تعاملات فرهنگی میان دو کشور خدشه ‌وارد می‌شود و به همین دلیل، باید بخشی خود را متولی ارتباط فرهنگی بداند. توصیه من این است که بخش خصوصی به این ارتباط اقدام کنند؛ چراکه سیاست‌های دولت بر فرهنگ هم تأثیر می‌گذارد و بخش خصوصی می‌توانند بدون تأثیر گرفتن از سیاست‌های دولتی فعالیت کنند. دوستان  فرهنگی ما می‌توانند سیاست را فرهنگی کنند و با این کار دولت را به پی‌گیری مسایل فرهنگی وادار کنند».

اسدالله امیری؛ رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی افغانستان در ایران

امیری یادآور شد: «در راستای ارتباط بهتر فرهنگی، دو برنامه داریم که یکی از آن‌ها ایجاد خانه‌های فرهنگ با همکاری فرهنگیان مهاجر در ایران است.  فعالیت دیگری که در دستور کار ماست، زمینه‌سازی ارتباط میان اهالی فرهنگ ایران و افغانستان است. می کوشیم با هدایت وزارت فرهنک افغانستان، از هر مجموعه فرهنگی یا شخصیت‌ فرهنگی ایرانی که مایل به دیدار از افغانستان و مکان‌های فرهنگی و مجموعه‌های فرهنگی در بلخ، بامیان و هرات و دیگر مناطق باشند، پذیرایی کنیم».

عبدالواحد رفیعی؛ نویسنده، طنزپرداز و عضو شورای نویسندگان مجله روایت

دو نوازی موسیقی سنتی (طبله و رباب)، بخش بعدی روایت هم‌دلی بود که هنرمندان افغانستانی، ناصری و دستگیر رسولی اجرا کردند. آن‌گاه علی داوودی، شاعر ایرانی با بیان خاطراتی از افغانستان، با خوانش دو غزل، هم‌دلی را زمزمه کرد. مهمان بعدی، عبدالواحد رفیعی، داستان‌نویس و طنزپرداز افغانستانی ساکن هرات بود که صمیمانه درد دل‌های خود را بیان کرد و در سخنان خود با بیان دلایلی گفت که رسانه‌ها، دولت و حتی فرهنگیان داخل کمر بسته‌اند تا فرهنگ غنی افغانستان را تخریب کنند.

در ادامه این برنامه، شاعران افغانستانی و ایرانی مانند محمد‌حسین فیاض، علی‌محمد مؤدب، زهرا زاهدی، محمود تاجیک، محمد جعفری، مجید باریکانی، علی‌مدد رضوانی و داوود عرفان، شاعر افغانستانی ساکن شهر فراه شعرخوانی کردند. در پایان همایش نیز عبدالرحیم جعفری به اجرای موسیقی افغانستانی پرداخت.

عکس ها: نبی شفایی

افغان ها و ایرانی ها همدلی خود را روایت می کنند






در آستانه جشن باستانی نوروز، سومین روایت هم‌دلی، ساعت 15 روز پنج‌شنبه 19 اسفند 1389 در سالن سوره حوزه هنری واقع در خیابان حافظ، روبه‌روی دانشگاه امیرکبیر تهران برگزار می‌شود. در این همایش، سفیر جمهوری اسلامی افغانستان در ایران و محمدکاظم کاظمی، شاعر و پژوهشگر افغانستانی درباره وضعیت فرهنگی افغانستان و ضرورت افزایش ارتباط فرهنگی میان دو ملت افغانستان و ایران سخنرانی می‌کنند. در کنار آن، شاعران هر دو کشور شعر می‌خوانند و برنامه‌های متنوع فرهنگی و هنری نظیر موسیقی سنتی افغانستان نیز اجرا خواهد شد. 
اگر به پوستر دقت کنید، می بینید گنبد آرامگاه گوهرشادبانو در هرات با گنبد مسجد گوهرشادبانو در مشهد با هم ترکیب زیبایی ایجاد کرده است. 


گردهم آیی شاعران جوان کابل در شب های کابل

درود دوستان عزیز، چندی بود که نبودم. نه حس و حال نوشتنش بود. نه این که حالم خوب بود. بیمار بودم چندی. خلاصه، الان بهترم. گفتم با این خبر خوش این جا را به روز کنم.

پوستر شب دهم شبهای کابل

خانه ادبیات افغانستان، شب دهم از «شبهای کابل» را به بررسی انتقادی کارنامه شاعران جوان کابل اختصاص داده است. قرار است در این شب، آقایان افسر رهبین؛ شاعر و منتقد ادبی؛ سید محمدضیا قاسمی، شاعر و نخستین مدیر خانه ادبیات افغانستان و عبدالشکور نظری، شاعر و مدیر اجرایی دفتر خانه ادبیات افغانستان در کابل درباره وضعیت و چشم‌انداز شعر جوانان کابل سخنرانی کنند. به جز آن، شاعران جوان پایتخت در این محفل ادبی و فرهنگی شعرخوانی خواهند کرد و تکنوازی گیتار نیز با هنرمندی آقای علی رحیمی برگزار می‌شود. همچنین در این مراسم، گزیدهای از آثار شاعران جوان کابل که در پاسخ به فراخوان خانه ادبیات افغانستان در شب نهم به دفتر خانه ادبیات فرستاده‌اند و در قالب یک کتاب چاپ شده است، رونمایی خواهد شد.

شب دهم «شب‌های کابل» در ساعت دو و نیم بعد از ظهر روز پنج‌شنبه 19 حوت 1389، در محل همایشهای مؤسسه تحصیلات عالی ابن سینا واقع در کارته چهار، روبه‌روی مسجد عمرجان قندهاری برگزار میشود. خانه ادبیات افغانستان، شب دهم از «شب‌های کابل» را با همکاری مؤسسه تحصیلات عالی ابن سینا، عمران هلدینگ گروپ، روزنامه افغانستان، مرکز تعاون افغانستان، خانه فرهنگ افغانستان، سازمان فرهنگی راه نو، فدراسیون نیو فول کانتاکت (شین گیتای) افغانستان و مؤسسه فرهنگی دردری برگزار می‌کند.