کل یوم عاشورا

امروز عاشوراست و این سنت به صورت موروثی،هر ساله در سرزمین‌های گوناگونی که مسلمانان به ویژه شیعه‌مذهبان زندگی می‌کنند، برگزار می‌شود. با این حال، در اندک جایی است که واقعیت‌های ـ واقعن واقعی ـ این روز و این رویداد تاریخی ـ با همه پیشینه و پسینه‌اش ـ از پیش از اسلام تا خود صدر اسلام و بعدبعدهایش بازگو شود. دیر زمانی است که این روز و روزهای مربوط به این رویداد، بیشتر حالت مناسکی به خود گرفته است در آن، حرفه‌‌ای‌ها حرافی و صرافی کنند و غیر حرفه‌ای ها، خودآرایی و خودنمایی و بی شماری دیگر، میدان داری. گوارای وجود همه.

به یقین، شعر زنده‌یاد ملک‌الشعرا محمدتقی بهار، بازگوکننده این وضعیت فجیع ماست.

در محرّم، مردمان، خود را دگرگون می‌کنند

از زمین، آه و فغان را زیب گردون می‌کنند

گاه عریان گشته، با زنجیر می‌کوبند پشت

گه کفن پوشیده،‌ فرق خویش، پر خون می‌کنند

گه به یاد تشنه‌کامان زمین کربلا

جویبار دیده را از گریه، جیحون می‌کنند

وز دروغ کهنه‌ی‌ «یا لیتنا کنّا معک»

شاه دین را کوک و زینب را جگرخون می‌کنند 

خادم شمر کنونی گشته، وانگه ناله‌ها

با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون می‌کنند

بر «یزید» زنده می‌گویند هر دم، صد مجیز

پس شماتت بر یزید مرده‌ی‌ دون می‌کنند

پیش ایشان، صد عبیدالله سر پا، وین گروه

ناله از دست «عبیدالله مدفون» می‌کنند

حق گواه است، ار محمد زنده گردد ور علی

هر دو را تسلیم نوّاب همایون می‌کنند

آید از دروازه‌ی شمران اگر روزی حسین

شامش از دروازه‌ی دولاب بیرون می‌کنند

حضرت عباس اگر آید پی یک جرعه آب

مشک او را در دم دروازه وارون می‌کنند

گر علی اصغر بیاید بر در دکانشان

درد و پول آن طفل را یک پول مغبون می‌کنند

ور علی اکبر بخواهد یاری از این کوفیان

روز پنهان گشته، شب بر وی شبیخون می‌کنند

لیک اگر زین ناکسان، خانم بخواهد ابن سعد

خانم ار پیدا نشد، دعوت ز خاتون می‌کنند

گر یزید مقتدر پا بر سر ایشان نهد

خاک پایش را به آب دیده، معجون می‌کنند

سندی شاهک بر زهادشان، پیغمبر است

هی نشسته لعن بر هارون و مأمون می‌کنند

خود، اسیرانند در بند جفای ظالمان

بر اسیران عرب، این نوحه‌ها چون می‌کنند؟

تا خرند این قوم، رندان خرسواری می‌کنند

وین خران در زیر ایشان، آه و زاری می‌کنند 

منطقه افشار شهر کابل (ویرانه بازمانده از کشتار نیروهای مسعود، ربانی، سیاف و شیعیان درباری)

در این تصویر، ویرانه بازمانده در منطقه افشار شهر کابل را می‌بینید. در دوران جنگ‌ داخلی افغانستان، نیروهای مسعود، ربانی، سیاف و هم‌دستان شیعی‌شان، این منطقه را تصرف کردند و کشتار دسته‌جمعی به راه انداختند.

 

در این تصویر، زنجیرزنی یا قمه‌زنی شیعه‌مذهبان افغانستان را در دوران جدید می‌بینید.

این هم تصویر یکی از نامزدهای انتخابات پارلمانی افغانستان (1389) است.

خودتان، پیوند میان آن شعر و این چند تصویر را بیابید.

شبی از شب های کابل با رهنورد زریاب گذشت

 نهمین شب از «شب‌هاي كابل» با حضور اهل فرهنگ افغانستان، برای گرامی‌داشت، نقد و بررسي آثار و كارنامه ادبی استاد محمداعظم رهنورد زریاب روز اول قوس (آذر) ۱۳۸۹،در سالن همایش‌های مؤسسه تحصیلات عالی ابن سینا برگزار شد. این برنامه را دوستان عزیزم، محمدحسین و شکوربا یاری شمار دیگری از علاقه مندان فرهنگ وطن و نهادهای اجتماعی، فرهنگی و هنری برپا کردند که به همه ایشان مانده نباشید می گویم. 

شب رهنورد زریاب در شب های کابل

 آقاي دكتر محمدامين احمدي، رييس مؤسسه تحصیلات عالی ابن سینا در سخنراني خود گفته است: «... ذهن و زبان فرهیخته، سخته و دارای نظم منطقی‌... زریاب...، محصول کوشش و تلاش پیوسته و دقیقاً مصداق این بیت است: سال‌ها باید که تا یک دانه سنگی ز آفتاب/ لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن... . در واقع، در این آثار، نشانۀ مطالعات وسیع و گونه­گون از جمله مطالعات تاریخی علاوه بر کسب ورزیدگی و مهارت را که به گفته ارسطو، همان فرزانگی و حکمت عملی است، به خوبی می­توان دید».

آقاي حسين فخري هم آثار رهنورد زرياب و سپ‍‍و‍ژمي زرياب را با یکدیگر بررسی کرده است. دوست نازنین، علی امیری از «پرواي سخن» در آثار زریاب گفته و نثر پاکیزه و پیراسته و دلواپسی و وسواس ایشان را برای زبان فارسی ستوده است. دوست خوبم، عباس آرمان نیز از  آثار دهه چهل استاد سخن گفته است. هم چنین جواد خادم عزیز نمايش مستند كوتاه زندگي استاد رهنورد زرياب را روی پرده برده است. 

لینک خبر کامل در:

پایگاه رسمی خانه ادبیات افغانستان

http://shabhayekabul.blogfa.com/post-24.aspx

روزنامه افغانستان  

http://www.dailyafghanistan.com/archive/1251-11-23-2010/large/entertainment.jpg