در هشتم حوت (اسفند) 1379، ملا محمد عمر، رهبر کهنه­اندیش گروهک طالبان دستور ویرانی خنگ بت و سرخ بت جاودانی بامیان باستانی را صادر کرد. از این رویداد ضدبشری هفت سال می­گذرد. با این حال، اندوه ویرانی آثار باستانی کهن دیارمان در بامیان و دیگر مناطق افغانستان، وجدان انسانی را می­آزارد. ننگ و نفرین بر دین­فروشانی که خاطره اجداد واپس­گرای­شان در دوره جاهلیت عربی را زنده کردند.

 بودای بامیان

حلق سرود، پاره؛ لب­های خنده در گور

تنبور و نی در آتش؛ چنگ و سُرَنده در گور

این شهر بی تنفس، لـَت خورده­ی چه قومی است؟

یک­سو، ستاره، زخمی؛ یک­سو، پرنده در گور

دیگر کجا توان بود؟ وقتی که می­خرامد

مار گزنده بر خاک؛ مور خورنده در گور

گفتی که «جهل جان­کاه، پوسیده­ی قرون شد

بوجهل و بولهب­ها گشتند گـَنده در گور»

اینک ببین هُـبَل را، بت­های کور و شل را

مردان دشنه در کف؛ زن­های زنده در گور

جـبریـل اگر بیایـد از آسـمان هـفتـم

می­افکنندش این قوم، با بال کنده در گور

 

شعر از محمدکاظم کاظمی