kabul

100 روز از رویداد خونین دوم اسد 1395 در میدان ده‌مَزَنگ کابل گذشت و در آستانه اولین سال‌گرد جنبش تبسّم قرار داریم.

ــــــــــــــOـــــــــــــــ

در این سکانس

آسمان، ابری است

شن‌ریزه‌ها

شهر را پوشانده‌اند

و در میدان‌گاهی، احاطه شده از چارسو

فرمان امیری می‌خوانند با صدای بلند:

چشم‌هاشان را نمی‌خواهم جز به زخم

دست‌هاشان را جز به رنج

سرهاشان را جز به رقص

خانه‌هاشان را جز گور.

 

 

در سکانس قبل

آسمان، تلخ است

میدان‌گاهی، فرو رفته در تکه‌پاره‌های تن

مؤذن پیر مویه می‌کند از دور

سرخطِ خبرها سرخ است

رگبار مُمتَدِ فرمان امیر:

زن‌هاشان را مَبرید جز به کنیزی

نوخط‌هاشان را جز به بردگی

کلان‌ترهاشان جز به عقوبت

و زمین‌هاشان جز یغما.

 

 

در سکانس بعد

آسمان، آبی است

شهر، پا به پای چترها می‌آید

میدان‌گاه، سراپا شور است و صدا

سقف آسمان، ناپیدا

آینه در آینه، زیبایی است آوای مردمِ گل بر لب:

نمی‌خواهیم چشممان ببیند جز مهتاب

و نماز بَریم جز بر دریا

و برخیزیم جز به زیبایی.

 

 #صادق_دهقان