لحظه دیدار
لحظهي ديدار نزديک است
باز من ديوانهام، مستم
باز ميلرزد دلم، دستم
باز گويي در جهان ديگري هستم.
هاي، نخراشي به غفلت، گونهام را، تيغ!
هاي! نپريشي صفاي زلفکم را، دست!
و آبرويم را نريزي، دل
ـ اي نخورده، مست ـ
لحظهي ديدار نزديک است.
+ نوشته شده در دوشنبه سوم آبان ۱۳۹۵ ساعت ۶:۱ ب.ظ توسط صادق دهقان
|