دو واژه زیبای قدیمی پارسی در گویش افغانستان

ــــــــــــ[O]ــــــــــــ
در کتاب زیبای نامههای احمد شاملو به آیدا خواندم که نوشته است: «روح ما یکدیگر را شناخته، یکدیگر را جذب کرده و با یکدیگر آموخته شده بود». (1)
خوب است بدانید «آموخته شدن» به معنای «انس گرفتن»، «مأنوس شدن»، «دستآموز شدن» و «عادت کردن» یا «آموخته کردن» به معنای «مأنوس کردن» یا «دستآموز کردن» و «عادت دادن» هنوز در گویش فارسیزبانان افغانستان به کار میرود.
همچنین وقتی کتاب خاطرات هوشنگ ابتهاج را میخواندم، گفته بود: «تو خونه ما، هیچ کس حق نداشت بگه «چراغو خاموش کن». اگه یک غریبه میاومد و میگفت، میگفتند: «نگو! نگو! بدشگونه ... بگو چراغو راحت کن». «خاموشی» رو برای چراغ به کار نمیبردن. ... من خیلی کنجکاوم که بدونم در زمانهای قدیم به جای «خاموش کردن»، «راحت کردن» میگفتن یا نه؟» (2)
به جناب ابتهاج هم باید رساند که فارسیزبانان افغانستان هنوز از عبارتهای «گُل کردن» و «گُل شدن» که به معنای «خاموش کردن» و «خاموش شدن» است، برای بیان خاموش کردن یا خاموش شدن چراغ و نور و روشنایی بهره میبرند. این عبارتها به «گُل و گلستان شدن آتش بر حضرت ابراهیم» هم اشاره دارد.
خواندن هر دو کتاب را به علاقهمندان به فرهنگ، زبان و ادب پارسی سفارش میکنم.
ـــــ پینوشت:ـــــــ
- مثل خون در رگهای من (نامههای احمد شاملو به آیدا سرکیسیان)، تهران، چشمه، 1394، ص 53.
- پیر پرنیاناندیش (خاطرات امیرهوشنگ ابتهاج)، تهران، سخن، 1391، جلد 2، ص 1252.