صادق هدایت از نگاه «لُرتا»
هدایت فوقالعاده انترسان [جالب] بود. استثنایی و خیلی «ژانتی» [خوشآیند و دلنشین]. من واقعا هیچ
کلمهای برای هدایت پیدا نمیکنم. مشوّق بود. اشتیاق خودش را با کلمات و چشمهایش ـ که خجالتی هم بود ـ میگفت. اما خیلی هم رُک بود. اگر بد بودی، بهت میگفت... .
طنز خیلی کوبندهای داشت. توی این جمع روشنفکران و انتلکتوئلها اگر کسی میخواست یک جوری پررویی کند، با زیرکی، دُمش را میچید. او را در شبهای پرومیر [شب اول افتتاح نمایش] دعوت میکردم... .
هدایت مثل یک جواهر بود. ... حضورش برای ما توی تئاتر افتخارآمیز بود. اصلا وقتی بود، تئاتر و اجراهای ما ارج و قُرب خاصی پیدا میکرد. یک هدیه بود.
ـــــــــــــــــــــــــــ
بردی از یادم (مروری بر زندگی لُرتا هایراپتیان (نوشین)؛ نگین انگشتر تئاتر ایران)، زاون قوکاسیان، تهران، خجسته، 1393، ص 43.
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر ۱۳۹۴ ساعت ۵:۱۷ ب.ظ توسط صادق دهقان
|