درد و رنج انسان پاریسی، درد من هم هست، ولی آیا درد و رنج من، درد یک انسان پاریسی هم هست؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ[O]ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آه و واویلای غربیان از حملههای تروریستی و شبیه آن و بهرهبرداری تبلیغاتی از آنها گوش فلک را پر میکند. سازوکار حملههای تروریستی به غربیان در عمل، مانند شبیهسازی فیلمهای هالیوودی از آب در میآید و صحنه پس از فروکش کردن آب و تاب اولیه، به صورت شیک و پیک جمع میشود و آب در دل هیچ شهروند غربی تکان نمیخورد و امنیتشان کاملا تأمین میماند.
در مقابل، قربانیان کُنَر، بدخشان، فاریاب، زابل، غور، پکتیکا و ننگرهار یا کویته، بیروت، بغداد، سامرا، دمشق، رقه و کوبانی گویا فقط برای کشته شدن، سربریده شدن، گروگان گرفته شدن، بیسرپرست شدن، بیوه شدن، معلول شدن و بی سرنوشت رها شدن آفریده شدهاند و همه مردم این سرزمینها برای بدبختی کشیدن.
***
رویداد «یازده سپتامبر» هم میتوانست نقطه عطفی باشد در مبارزه با تروریسم، ولی چون ریشه مادی و معنوی تروریسم را در پاکستان و عربستان نشانه نرفت و نخشکاند، در مبارزه فیزیکی و ناتمام با تروریستها در افغانستان باقی ماند و شد آن چه میبینیم.
***
حمله تروریستی در پاریس که سبب کشته و زخمی شدن مردم غیر نظامی شده، دردناک است، ولی مردمان ما که دهههاست در آتش این بیدادها میسوزند، چه گناهی دارند که به پای معاملهگریهای دولتهای غربی از دوره جنگ سرد تا کنون میسوزند؟
***
دولتها و مردم کشورهای غربی بر خلاف ژستهای انساندوستانهشان، هرگز به فریاد مردمان بیگناه در افغانستان، عراق، سوریه، لبنان، یمن و نیجریه و سودان توجه نکردهاند و از این پس هم نخواهند کرد، وگرنه «خاورمیانه» چنین در آتش نمیسوخت.