شمار دو چشم، یک تن، کم 
وز شمار خِرَد، هزاران بیش

رودکی سمرقندی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
«قسیم اخگر» در «آتش زندگی» شد وابراهیم‌آسا از آن برآمد و «زندگی» را برای ما «خفتگان» معنا کرد. او «زنده‌تر» از ما «مردگان» است که نه خود می‌دانیم برای چه می‌زییم و نه خدای ما و نه دیگران. 


«گفتار و لهجه زیبا» و «نگاه غم‌ناک، ولی استوار» اخگر چیزی بود که در نخستین و آخرین دیدار با او ـ دفتر روزنامه «هشت صبح»، 1387 ـ دیدم؛ زمانی که برای هماهنگی با مسئولان آن روزنامه رفته بودیم تا شب دوم از «شب‌های کابل» را برای گرامی‌داشت «استاد حیدری وجودی» در آن‌جا برگزار کنیم که خوش‌بختانه برگزار هم شد. یادش به خیر.


مرد نمیرد به مرگ، مرگ از او نام‌جوست
نام چو جاوید شد، مردنش آسان کجاست؟

خلیل‌الله خلیلی